@کليسا@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کليسا عبادتگاه رئيس راهبان کليسا عضو کليسا عضو دسته اى در کليسا علاقمندى به کليسا ... تسبيحات مرسوم در کليسا هستند قارى کليسا متصدى حفاظت ظروف مقدسه کليسا ... محل جلوس مردم در کليسا محل پرداخت موقوف يا عوائد کليسا محل نگاهدارى ظروف مقدسه کليسا محل ناقوس کليسا محوطه کليسا مربوط به کليسا مستخدم جزء کليسا يا دانشگاه ... محل پرستش خدا و کليسا مقام رياست دانشکده يا کليسا مقام شبانى کليسا مقر شبان کليسا مناره کليسا نگهبان کليسا نامزد ورود بخدمت کليسا نماز خانه کوچک نزديک کليسا ... که متصل به کليسا مى باشد وظيفه خوار کليسا ... صندلى محراب يا صدر کليسا واژه هاى شامل کليسا ـ (75) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}