@کليه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کليه ... مربوط به غده فوق کليه چربى سخت دور کليه و کمر گوسفند کليه گياهان يک سرزمين کليه اى کليه جانوران يک سرزمين ... کليه جوجه هايى که ... کليه زمين مايملک يک شخص کليه مانند کليه مخارج تاکنار کشتى ... کليه مرغان يک سرزمين کليه مستاجرين يک ملک کليه ها ايجاد شده در کليه بيمارى کليه که بيشتر ... تلفيق کننده کليه شرايط و ... روز کليه ى مقدسين مسيحى شبيه کليه علاج کليه دردها ... مرکب از کليه نيروها و ... ... معتقد است کليه پديده هاى ... ماده فعاله قشر غده فوق کليه محل کليه در بدن ... يا ترشح غدد فوق کليه منشعب از کليه ... مرکز غده فوق کليه که بالا برنده ... واژه هاى شامل کليه ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}