@کم@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کم کم گل کم گو کم گويى کم کردن کم کردن ولتاژ جريان ... کم کردن يا شدن کم کم کم کم پهن شدن کم کم پيش رفتن کم کم باريک شدن کم کم تزريق کردن کم کم تند کنيد کم کم فهماندن کم کم ناپديد شدن کم کم ناپديدى شدن کم کننده کم کننده ى حس کم آب کم آمدن کم اثر کم ارتفاع کم ارزش کم ارزش گذارى کم ارزش کردن کم ارزش سازى واژه هاى شامل کم ـ (214) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9