@کم@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کم مربوط به کم شدن قوه ى ناميه مقدار کم مه کم ... به اشخاص کم درآمد وام ... ميزان لغزش يا کم و زيادى چيزى ... نگاه کم نسبتا کم نسبتا کم آب نفوذ کم نقاد کم مايه نقش کم برجسته ... راديويى پر احساسات و کم ارزش نور کم ... احتمال بردن آن کم است واژه هاى شامل کم ـ (214) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9