@کمال@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کمال ... ديانت به حد کمال برسد کمال پذير کمال پذيرى کمال مطلوب کمال و بلوغ سلول نطفه يا جرثومه با کمال به کمال و زيبايى رسيدن به حد کمال به طور تمام و کمال تمام و کمال تمام و کمال پرداختن حد کمال درجه کمال دوران کمال زن با کمال ... ديندارى به حد کمال برسد فضل و کمال مربوط به کمال مطلوب مطابق آرزو يا کمال مطلوب نقطه ى کمال