@کمتر@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کمتر چيزى را کمتر از قيمت واقعى ... کمتر کردن کمتر از کمتر از ارزش واقعى اجاره دادن کمتر از ارزش واقعى تخمين زدن کمتر از حد لزوم در ... کمتر از سن قانونى کمتر از مقدار لازم پول پرداختن کمتر شدن آهنى که کمتر از سه درصد ... از همه کمتر قيمت دادن ... بردن مسابقه را کمتر دارد بچه کمتر از هفت سال بخش کمتر ... رود اهميتش کمتر مى شود ... يا ارزيابى کمتر از ميزان ... جوجه مرغ يکساله و کمتر خوک کمتر از يک سال خيلى کمتر از ميزان لازم ... داراى تمايل جنسى کمتر از طبيعى رشد کمتر از معمول مدرسه بچه هاى کمتر از پنج سال
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}