@کمربند@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کمربند کمربند ايمنى کمربند بستن کمربند زنجيرى زنانه کمربند ساز کمربند شانه اى کمربند صندلى هواپيما کمربند نجات غريق کمربند يا حلقه نجات ... بلوزيا کت کوتاه کمربند دار تنگ يا کمربند بستن حلقه يا کمربند کوچک داراى کمربند محل بستن کمربند وابسته به حلقه يا کمربند کوچک وابسته به منطقه يا کمربند ساحلى