@کمک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کمک ... دراجراى نقشه اى کمک مى کند کمک پرستار کمک پزشک روزانه کمک پيشخدمت کمک کردن کمک کردن به کمک کننده کمک کننده به فقرا کمک با ارزش کمک براى رهايى از پريشانى کمک به خود کمک به نفس کمک به وسيله خود شخص کمک خرج دادن کمک خلبان کمک داروساز کمک دهنده کمک دولت به موسسات ... کمک صاحب بانک کمک طلب کردن از کمک فرع کمک فنر کمک مکانيک کمک مالى کمک مساح واژه هاى شامل کمک ـ (58) : 1 , 2 , 3