@کمک@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کمک کمک مقدماتى کمک نقشه بردار کمک هزينه کمک هزينه تحصيلى کمک هزينه دادن کمک هزينه دانشجويى کمک هزينه دولتى به بيکاران کمک هزينه مختصر کمک هزينه ى تحصيلى کمک و همدست ... سپرى شده به کمک روش هاى باستان ... ... در گياهان به کمک روشنايى به کمک کامپيوتر به کمک طنين ترکيب مواد به کمک نور ... تبليغ دينى و کمک به فقرا است ... کشيش يا اسقف کمک مى کند دانشجويى که کمک هزينه تحصيلى ... در تنگنا کمک يافتن در سختى به کسى کمک کردن درمانگاه کمک هاى اوليه ... ... رقصد و به کمک مرد آهسته به ... زن جادوگرى که به جاسن کمک کرد سگى که به شکارچيان کمک مى کند محتاج به اقدام يا کمک فورى واژه هاى شامل کمک ـ (58) : 1 , 2 , 3