گام
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم توالی طبیعی هشت نُت موسیقی که به طور طبیعی پشت سر هم قرار بگیرند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary footpace ; footstep ; gait ; gamut ; going ; pace ; pitch ; scale ; step ; stride ; tempo واژه هاى شامل گام ـ (33)
- اسم فاصله میان دو پا، قدم.
- اسم گام
* فرانسوی