@گام@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه گام پالايش گام به گام گام پيش برى گام بردار گام بردارى گام برداشتن گام برنامه گام به گام گام تند گام رقص گام زد گام زدن گام زدن بر روى گام زده گام زن گام زننده گام زنى گام سريع گام شمار گام نظامى گام هاى کوتاه و بلندى ... گام هاى بلند برداشتن گام هاى دزدکى گزينه گام به گام با گام هاى آهسته و ... به عقب گام برداشتن واژه هاى شامل گام ـ (33) : 1 , 2