@گاه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه گاه کارگر اسکله يا بندر گاه کشتى گاه از کمين گاه به سوى دشمن ... اقامت گاه بازار گاه بند گاه بهساز گاه تکيه گاه تکيه گاه اصلى تکيه گاه ساختن پايه دار کردن تا دير گاه تاديب گاه تعمير گاه جاي-گاه جلوه گاه ذخيره گاه رستن گاه زيست گاه شکاف گاه عيب گاه بگاه قرار گاه لنگر گاه لنگر گاه ساحل رودخانه ... لنگر گاه طبيعى مخفى گاه واژه هاى شامل گاه ـ (57) : 1 , 2 , 3