@گاو@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه گاو ... روده پرکرده از گوشت گاو آدم گاو صفت آغل گاو آغل گاو يا حشم آلت نرى گاو بيفتک گاو ... نيمى از بدنش گاو و نيم ديگرش ... خانواده گل گاو زبان خوراک گوشت گاو مخلوط با ... دلال گاو و گوسفند ران گاو ساندويچ گوشت گاو سرخ کرده شبيه گاو شلاق ساخته شده از ذکر گاو صداى گاو صداى گاو کردن صداى گاو يا جغد کردن غبغب گاو قربانى صد گاو قسمتى از گوشت ران گاو قطعات مختلف گوشت لاشه ى گاو قلم ساق گاو قهرمان گاو باز سوار بر اسب ماده گاو مثل گاو واژه هاى شامل گاو ـ (84) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}