@گذار@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه گذار علامت گذار فرق گذار فرو گذار قانون گذار قانون گذار زن قيمت گذار مرهم گذار مسابقه گذار ميراث گذار مين گذار نام گذار بچه نشان گذار نقطه گذار نمره گذار هر بار يک تخم گذار وديعه گذار واژه هاى شامل گذار ـ (41) : 1 , 2