@گذاردن@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه گذاردن در ظرف گذاردن در قفسه گذاردن در محلى گذاردن در معرض باد گذاردن ... سطور فقط يک فاصله گذاردن درپست معينى گذاردن درپوشه گذاردن درتنگى و مضيقه گذاردن درجعبه گذاردن درجيب گذاردن درطاق نيسان گذاردن درقفس يا جعبه گذاردن درمحلى گذاردن راکد گذاردن ... به وسيله معوق گذاردن آن رهن گذاردن رو بزوال گذاردن روبه انحطاط گذاردن روى چنگک گذاردن لباس و غيره زياد آزاد گذاردن سرکش گذاردن سفيد گذاردن قسمتى از نقاشى شمردن و کنار گذاردن صحه گذاردن صفر گذاردن واژه هاى شامل گذاردن ـ (91) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}