@گذاردن@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه گذاردن ... گذارى مجدد کنار گذاردن عقيم گذاردن علامت گذاردن فرق گذاردن قاب گذاردن قبلا فرار و مدار گذاردن لوله گذاردن در مارک يا علامت دروغى گذاردن ... تحت تاثير گذاردن ديگران معوق گذاردن ناراحت گذاردن نام گذاردن نام گذاردن بر نشان گذاردن وديعه گذاردن ورقه ورقه بين هم گذاردن واژه هاى شامل گذاردن ـ (91) : 1 , 2 , 3 , 4