دستی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- دستیج:
- منسوب به دست، مربوط به دست.
- ظرفی که با دست میتوان برداشت و استفاده کرد.
- دستینه، دست برنجن. دستی و پشت دستی: در جایی که مخاطب را در صفتی و منقبتی ممتاز یابند گویند و مراد آن است که پیش تو پشت دست بر زمین گذاشتیم (بدین وسیله غایت عجز خود را نمایند)
* عربی (ص نسب.) # دستیج: #منسوب به دست، مربوط به دست. #ظرفی که با دست میتوان برداشت و استفاده کرد. #دستینه، دست برنجن. دستی و پشت دستی: در جایی که مخاطب را در صفتی و منقبتی ممتاز یابند گویند و مراد آن است که پیش تو پشت دست بر زمین گذاشتیم (بدین وسیله غایت عجز خود را نمایند)