فرار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- گریختن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary breakaway ; defection ; desertion ; escape ; escapement ; evasive ; flyaway ; get away ; getaway ; guy ; lam ; light ; loup ; scape ; subtile ; volatile واژه هاى شامل فرار ـ (28)
- واژه فرار: این واژه در عربی از ریشه ی فر ( با تشدید ر ) و فرر دانسته شده است. در فرهنگ های العین، لسان العرب، المفردات، مجمع البحرین، قاموس و التحقیق این ریشه آورده شده است و واژه ی مَفَر ( با تشدید ر ) به معنی جای فرار نیز از آن ساخته شده است. آنچه مهم است این که در اوستایی: پره اه para - ah و پره ئی parai به معنی فرار کردن است و پیداست که ریشه ی فر در عربی از همین واژه ی اوستایی ساخته شده است؛ ولی روشن تر از آن، واژه ی اوستایی فراو frāv به معنی فرار است که در پارسی دری farāv و سپس farār شده است.
- صفت گریز.
- صفت بسیار گریزنده.
* اوستایی