فرار

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. گریختن.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary breakaway ; defection ; desertion ; escape ; escapement ; evasive ; flyaway ; get away ; getaway ; guy ; lam ; light ; loup ; scape ; subtile ; volatile واژه هاى شامل فرار ـ (28)
  3. واژه فرار: این واژه در عربی از ریشه ی فر ( با تشدید ر ) و فرر دانسته شده است. در فرهنگ های العین، لسان العرب، المفردات، مجمع البحرین، قاموس و التحقیق این ریشه آورده شده است و واژه ی مَفَر ( با تشدید ر ) به معنی جای فرار نیز از آن ساخته شده است. آنچه مهم است این که در اوستایی: پره اه para - ah و پره ئی parai به معنی فرار کردن است و پیداست که ریشه ی فر در عربی از همین واژه ی اوستایی ساخته شده است؛ ولی روشن تر از آن، واژه ی اوستایی فراو frāv به معنی فرار است که در پارسی دری farāv و سپس farār شده است.
  4. صفت گریز.
  5. صفت بسیار گریزنده.

* اوستایی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}