نور
زبان مبدأ: فارسی
/----/
معنی فارسی
- اسم (فیزیک): ترکیبی از دو میدان مرتعش الکتریکی و مغناطیسی عمود بر یکدیگر که به سبب وجود آن میتوان اشیاء را دید؛ روشنایی، فروغ، شعله. مقابل تاریک، ظلمت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary glory ; licht ; light واژه هاى شامل نور ـ (148)
- اسم سوره بیست و چهارم از قرآن کریم.
- اسم قدرت دید، سو.
- اسم رونق، جلوه.
- اسم شکوفه، شکوفه سپید، غنچه.