ماه

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم (نجوم): جرم آسمانی نسبتاً بزرگی که شب‌ها به صورت لکه روشن بزرگی از زمین دیده می‌شود و هر ۲۹ تا ۳۰ شبانه روز یک‌بار دور زمین می‌گردد.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary acolyte ; luna ; month ; moon ; phoebe ; satellite ; stunning واژه هاى شامل ماه ـ (72)
  3. اسم (گاهشماری): قمر زمین، سیاره کوچکی که به دور خود و دور زمین می‌گردد و از خورشید نور می‌گیرد.
  4. اسم در ایران قدیم روز دوازدهم از هر ماه شمسی.
  5. اسم ماه نهم بارداری یا زمان زایمان.
  6. اسم دکتر کزازی در مورد واژه ی ماه می نویسد : ( ( ماه در پهلوی ماه بوده است و در اوستایی ماونگه mawangh . ریخت اوستایی در مانْگ که در دری کهن و کُردی به کار می رفته است و می رود . هنوز پایدار مانده است . ) ) خداوند کیوان و گردان سپهر فروزنده ی ماه و ناهید و مهر ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 171 )
  7. اسم معشوق زیباروی.
  8. اسم (با بِ (bi)) آمیختن
  9. اسم آبدار شدن
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}