فرود

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل فرود ـ (8)
  2. اسم زیر، پایین.
  3. اسم اندرون.
  4. اسم بخش زیرین جایی.
  5. اسم الگوهای ملودیک برای بازگشت به مُدِ اولیه یا مایة اصلی (موسیقی)
  6. اسم توالی آکوردها به عنوان پایان یا تقسیم یک قطعة موسیقیایی.
  7. اسم فرود فرزند دوم سیاوش و مشهور به فرودسیاوش، او برادر ناتنی کیخسرو و جریره مادرش دختر پیران‌ویسه بود. فرود از طرف افراسیاب به مرزبانی چَرَم گماشته شده‌بود و اینجا محل چراگاه اسبان ارتش توران بود.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}