فرود
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل فرود ـ (8)
- اسم زیر، پایین.
- اسم اندرون.
- اسم بخش زیرین جایی.
- اسم الگوهای ملودیک برای بازگشت به مُدِ اولیه یا مایة اصلی (موسیقی)
- اسم توالی آکوردها به عنوان پایان یا تقسیم یک قطعة موسیقیایی.
- اسم فرود فرزند دوم سیاوش و مشهور به فرودسیاوش، او برادر ناتنی کیخسرو و جریره مادرش دختر پیرانویسه بود. فرود از طرف افراسیاب به مرزبانی چَرَم گماشته شدهبود و اینجا محل چراگاه اسبان ارتش توران بود.