قاعده
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- مؤنث قا
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary formula ; frame ; fundus ; law ; norm ; production rule ; regulation ; rule ; theorem واژه هاى شامل قاعده ـ (40)
- عدد پایه، اساس.
- عدد قوا
- صفت زنی که دیگر حیض نشود و بچه نزاید.