قال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم : بحث و گفتگو، حرف، سخن، گفتار.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cupel واژه هاى شامل قال ـ (9)
- اسم : سر و صدا، شلوغی و هیاهو،
- اسم : مباحثه در علوم ظاهری مانند فقه و حدیث، نقابل حال.
- اسم قال و قول گفتن: هیاهو، قال و قیل.
- اسم قال و قیل: هیاهو، سرو صدا.
- اسم قال و مقال: گفتگو، همهمه.
- اسم قال چیزی را کندن: کنایه از: تمام کردن، به پایان رساندن.
- اسم قال گذاشتن: بیهوده منتظر گذاشتن.