رقص

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. جنبیدن.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary ball ; dance ; dancing ; frolic ; gambado ; pas ; saltation ; terpsichore واژه هاى شامل رقص ـ (94)
  3. حرکاتی موزون همراه آهنگ موسیقی اجرا کردن ؛ پای کوفتن.
  4. بیایید این موضوع را کمی باز کنیم و برابرهای ادبی و تاریخی «رقص»یا«رقس» در فارسی کهن را مرور کنیم. --- 🌟 برابرهای کهن و ادبی «رقص» یا «رقس» در فارسی با منابع اوستایی، پهلوی و سانسکریت --- 1. وَشت / وشتن ریشه: ایرانی باستان vašta یارم ز در درآمد، وشتن کنید وشتن این خانه را به وشتن، گلشن کنید گلشن کاربرد زنده در گویش‌ها: تالشی (vašten), تاتی (uvaštan), گیلکی (vöšten), مازندرانی (vošten) منابع: Windfuhr, G.; Schmitt, R. --- 2. فرخیدن / فرخشیدن ریشه: فر + رخس؛ رخس از ریشه آریایی Hreyǵ- به معنای کشیدن، دراز کردن معنا: رقصیدن، جنبیدن نکته: واژه عربی «رقص» از فارسی وام گرفته شده است منابع: Darmesteter, J.; MacKenzie, D. N. --- 3. چرخیدن / چرخیدن در رقص ریشه: اوستایی čarəka-, پهلوی čark, سانسکریت cakra معنا: حرکت دایره‌وار، چرخیدن کاربرد ادبی: گاهی رقص با حرکات دایره‌وار و چرخشی توصیف می‌شود (متون …
  5. صفت پایکوبی. ؛ خوش ~ی خوش خدمتی تا حد شتابزدگی چاپلوسانه.
  6. اسم رقص یا فَرخه (واژه پارسی آن)
  7. اسم معمولاً به حرکت‌های انسان که برای بیان یک حالت انجام می‌گیرد گفته می‌شود. رقص می‌تواند در یک محیط اجرایی، روحانی یا اجتماعی اجرا شود.
  8. اسم همچنین برای نشان دادن جنبش‌های موزون و ترازمند جانداران و اشیاء دیگر بکار می رود مانند رقص برگ‌ها، رقص جفت گیری در جانوران یا رقص باد.

* اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}