قیف
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم وسیلهای فلزی یا پلاستیکی یا شیشهای یا کائوچویی که دهانة آن مخروطی شکل است و از پایین به لولهای استوانهای متصل میشودومایعات را به وسیلة آن میتوان به راحتی در ظروف دهان تنگ ریخت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cone ; funnel ; hopper واژه هاى شامل قيف ـ (2)