واسطه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- میانجی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary go between ; inductor ; intermediate ; medium ; middleman ; psychic واژه هاى شامل واسطه ـ (12)
- دلاُل.
- مرکز، ناحیه، کرسی.
- شفی
- سبب، علت، انگیزه.
* عربی #سبب، علت، انگیزه.