صفحه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم در فارسی هر یک از دو سوی یک ورق کاغذ، مقوا و مانند آن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary brede ; disc ; disk ; folio ; lamella ; leaf ; page ; plane ; plate ; sheet ; tablet واژه هاى شامل صفحه ـ (82)
- اسم صفحه مدوری که روی آن موسیقی یا آواز یا گفتار ضبط شدهاست و به کمک گرامافون به صدا درمی آید.
- اسم بخشی از نسک، کتاب و دیگر
- اسم رویه و سطح چیزی.
- اسم کناره چیزی، جانب.
- اسم چهره، صورت.
- اسم منطقه، زمین.
- اسم برگ، ور.