بانک
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم این واژه بطور مستقیم از زبان انگلیسی وارد زبان فارسی شده است و به معنی بنگاهی سودبر (انتفاعی) است با نقش واسطهگری مالی در بازار پول و سرمایه و دیگر خدمات مالی ارائه میدهد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bank واژه هاى شامل بانک ـ (24)
- اسم مؤسسهای اقتصادی، ملی یا دولتی که مردم پولهای خود را در آن به امانت سپارند و در موقع لزوم برداشت کنند.
- اسم مجموعهای است برای نگه داری منظم و قابل دسترس خون یا اعضای بدن.
- اسم پولی که قماربازها وارد بازی میکنند.
- اسم بانک اطلاعات: مؤسسه یا بخشی از یک مؤسسه برای گردآوری پردازش، نگه داری و ارائه اطلاعات.
- اسم بانک خون: مؤسسه یا بخشی از یک مؤسسه برای گردآوری و نگه داری خون مورد نیاز بیماران.
- اسم بانک مرکزی: بانک دولتی که تنظیم و اجرای سیاستهای بانکی و پولی کشور را بر عهده دارد.
- اسم عابر بانک:بانک باجهای در یک بانک یا محل، که مشرف به گذرگاه است و دارنده حساب میتواند با قرار دادن کارت ویژهای در دستگاه خودکار آن از حساب خود پول دریافت یا به آن حساب پول پرداخت کند.