علم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary banner ; ensign ; flag ; knowledge ; science واژه هاى شامل علم ـ (217)
- اسم دانش. آگاهی، اطلاع. دانستن، یقین داشتن.
- اسم (تصوف): معرفت.
- اسم پرچم، بیرق، رایت. نشان، نشانه.
- اسم صلیب مانندی از فلز با تزئینات خاص که ماه محرم هنگام عزاداری پیشاپیش دسته حرکت میدهند. گلگل.
- اسم بزرگ و مِهتر قوم، نامی، مشهور.
- اسم نقش و نگار جامه.