مورچه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم حشرهای است از راستة نازک بالان که تیرة خاصی را به نام تیرة مورچگان در این راسته به وجود میاورند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ant ; emmet ; formica ; pismire واژه هاى شامل مورچه ـ (10)
- اسم نوعی حشره از شاخه بندپایان