درود
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم ستایش، ثنا، سلام، آفرین، رحمت، دعا.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary compliment ; greet ; greeting ; hail ; regard ; salutation ; salute واژه هاى شامل درود ـ (2)
- اسم به معنی نیایش است که از پروردگار بر راستی و درستی باشد. درود واژه اوستایی است دروَتات ( drvatāt ) با معنی درست و راست. درود می تواند نشانه ای بر تایید و پذیرش هر سخنء رفتار و یا کنشی نیکو و درست باشد و بنوعی بر قبول و پذیرش متقابل مانند هنگامی که با شخصی روبرو می شویم و پس از درو آن فعل نیکو را بر زبان می آوریم. مانند: درود بر شیردلان و دلاوران ایران زمین ویا درود برنسل کوروش و آرش.
- اسم چوب، تخته، درخت بریده شده.
- اسم در فارسی پهلوی دروت به معنی صحت و آرامش و درود به معنای آرزوی خیر و برکت میباشد.