
دیوان فردوسی
صفحهٔ ویژهٔ دیوان فردوسی در فرم نو.
ابوالقاسم فردوسی
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه.ق، ۳۱۹ ه.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه.ق، ۳۹۷ ه.خ در توس خراسان)، سخنسرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبانهای زندهٔ جهان برگردانده شده است. در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام «روز بزرگداشت فردوسی» نامگذاری شده است.
این دیوان در 62 بخش سازمان یافته است.
بخشهای دیوان
- شاهنامه — 777 گفتار
نمونه اشعار
- بخش ۱ - آغاز کتاب — به نام خداوندِ جان و خرد / کز این برتر، اندیشه، بر نگذرد
- بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود — سخنگوی دهقان چه گوید نخست / که نام بزرگی به گیتی که جست
- بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود — جهاندار هوشنگ با رای و داد / به جای نیا تاج بر سر نهاد
- طهمورث — پسر بد مر او را یکی هوشمند / گرانمایه طهمورث دیو بند
- بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود — گرانمایه جمشید فرزند او / کمر بست یکدل پر از پند او
- بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود — چو ضحاک شد بر جهان شهریار / بر او سالیان انجمن شد هزار
- بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود — فریدون چو شد بر جهان کامگار / ندانست جز خویشتن شهریار
- بخش ۱ — منوچهر یک هفته با درد بود / دو چشمش پر آب و رخش زرد بود
- بخش ۱ — چو سوگ پدر شاه نوذر بداشت / ز کیوان کلاه کیی برفراشت
- پادشاهی زو طهماسپ — شبی زال بنشست هنگام خواب / سخن گفت بسیار ز افراسیاب
- بخش ۱ — پسر بود زو را یکی خویش کام / پدر کرده بودیش گرشاسپ نام
- بخش ۱ — به شاهی نشست از برش کیقباد / همان تاج گوهر به سر برنهاد
- بخش ۱ — درخت برومند چون شد بلند / گر آید ز گردون برو بر گزند
- بخش ۱ — ازان پس چنین کرد کاووس رای / که در پادشاهی بجنبد ز جای
- بخش ۱ — اگر تندبادی براید ز کنج / بخاک افگند نارسیده ترنج
- بخش ۱ — کنون ای سخنگوی بیدارمغز / یکی داستانی بیارای نغز
- بخش ۱ — به پالیز چون برکشد سرو شاخ / سر شاخ سبزش برآید ز کاخ
- بخش ۱ — جهانجوی چون شد سرافراز و گرد / سپه را بدشمن نشاید سپرد
- بخش ۱ — به نام خداوند خورشید و ماه / که دل را به نامش خرد داد راه
- بخش ۱ — کنون ای خردمند روشنروان / بجز نام یزدان مگردان زبان
- داستان اکوان دیو — تو بر کردگار روان و خرد / ستایش گزین تا چه اندر خورد
- بخش ۱ — شبی چون شبه روی شسته به قیر / نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر
- بخش ۱ — جهان چون به زاری برآید همی / بد و نیک روزی سرآید همی
- بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود — ز یزدان بر آن شاه باد آفرین / که نازد بدو تاج و تخت و نگین
- بخش ۱ — چو لهراسپ بنشست بر تخت داد / به شاهنشهی تاج بر سر نهاد
- بخش ۱ - به خواب دیدن فردوسی دقیقی را — چنان دید گوینده یک شب به خواب / که یک جام می داشتی چون گلاب
- بخش ۱ - داستان هفتخوان اسفندیار — کنون ز این سپس هفتخوان آورم / سخنهای نغز و جوان آورم
- بخش ۱ - آغاز داستان — کنون خورد باید می خوشگُوار / که می بویِ مشک آید از جویبار
- بخش ۱ — یکی پیر بد نامش آزاد سرو / که با احمد سهل بودی به مرو
- بخش ۱ — چو بهمن به تخت نیا بر نشست / کمر با میان بست و بگشاد دست
- بخش ۱ — به بیماری اندر بمرد اردشیر / همی بود بیکار تاج و سریر
- بخش ۱ — کنون آفرین جهانآفرین / بخوانیم بر شهریار زمین
- بخش ۱ — چو دارا به دل سوک داراب داشت / به خورشید تاج مهی برفراشت
- بخش ۱ — سکندر چو بر تخت بنشست گفت / که با جان شاهان خرد باد جفت
- بخش ۱ — کنون پادشاه جهان را ستای / به رزم و به بزم و به دانش گرای
- بخش ۱ — به بغداد بنشست بر تخت عاج / به سر برنهاد آن دلفروز تاج
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}