شمارهٔ ۲۸۶ - ایضا له

قطعات

بس کن ای سرد ناخوش احمق
چند و تا چند حیلت و فن تو

پیش ازینم طمع چو می بودی
به عتابیّ و خزّ ادکن تو

می فتادم به خاک و می دادم
بوسه بر پای تو چو دامن تو

چون مرا نیست هیچ بهره از آن
بند و غل باد جامعه بر تن تو

ببریدم طمع بیکباره
رستم از بارنامه کردن تو

برنشینم ازین سپس همه جای
چون زه پیرهن به گردن تو

هر چه می خواستم بخواهم گفت
فار غم .... در .... زن تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}