شمارهٔ ۶۱

غزلیات

آن دلربا که در دو جهانش نظیر نیست
خود ذات ساز چیست که او را ظهیر نیست

ازلامکان ز غیب هویت نمود رو
آن حضرتی که غیروی اندر ضمیر نیست

کی نور مستطیل کشیدی بشرق و غرب
چون آفتاب روشن اگر مستنیر نیست

کی می وزید باد صبا صبح مشکبار
گر بوی زلف یار بمشک و عبیر نیست

دانسته ایم اسم صفاتش که عین ما است
لیکن ز کنه ذات کبیر و صغیر نیست

طفل ره است نزد جوانان پاکباز
پیری که ساده دل ز ازل همچو پیر نیست

تا نقش عقل و علم نشوئی ز لوح دل
کوهی تو را ز باده صافی گزیر نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}