شمارهٔ ۴

غزلیات

عاشقی را بنا نباید کرد
یا حذر از بلا نباید کرد

مدعای تو گر فراغت توست
ادعای وفا نباید کرد

شکَّر شُکر را نکرده نهار
خون دل ناشتا نباید کرد

آن که پا بر سر طمع زده است
سر ز پایش جدا نباید کرد

آزمایش نکرده مردم را
آشنایی بنا نباید کرد

با گروهی که آشنا گیرند
خویش را آشنا نباید کرد

نیک را نیک دان و بد را بد
تا بگویم چه‌ها نباید کرد

با نکوکار دم نباید زد
شرم از بی‌حیا نباید کرد

یک‌زبان و دو‌دل نباید بود
شکوه‌ها از دعا نباید کرد

آه دل‌خستگان بلای خداست
این بلا را ز جا نباید کرد

دیدن روی خوب عیش دل است
عیش خود را قضا نباید کرد

دوست را تا ز خود نرنجانی
غیر را آشنا نباید کرد

شکوه از ما تو می‌کنی مجذوب
سرّ این حرف وا نباید کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}