شمارهٔ ۱۱

غزلیات

خوش آن که صبح نظر بر رخ تو باز کند
حضور قلب به دست آرد و نماز کند

حضور قلب کسی را بود که در قدمت
رخ نیاز به درگاه بی‌نیاز کند

رخ نیاز کسی دارد آبروی قبول
که روی عجز به درگاه کارساز کند

که روی عجز به این در نهاد کز شادی
چنان نشد که به خورشید و ماه ناز کند

چنان نشد که شهی را به قوت زر و زور
شود نصیب که خود را ز اهل راز کند

شود نصیب آن کس غمت که با دل شاد
تو را پرستد و از غیر احتراز کند

تو را پرستد و شادی کند کسی که دلش
به روی خود در عیش از در تو باز کند

به روی خود همه کس آبروی خود خواهد
خوش آن که روی به خاک آرد و نماز کند

خوش آن که در طلب وصل یار چون مجذوب
ز هر چه جز غم یار است احتراز کند

ز هر چه جز غم یار است هر که دل پرداخت
بسا که بر رخ دولت شکفته ناز کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}