شمارهٔ ۳ مهستی گنجوی | کتاب غزلیات

طفل اشکم مدام در نظر است
چه توان کرد‌، پارهٔ جگر است

می‌رود یار و مدعی از پی
خوب و زشت زمانه در گذر است