شمارهٔ ۶۷

غزلیات

امروز جمال تو طرح دگر افتاده است
چین و شکن زلفت آشفته تر افتاده است

آشفته و ژولیده سرگشته و شوریده
پیچان و پریشیده بر یکدگر افتاده است

هی چین و شکن بینم از زلف تو از هر سو
کاندر پس یکدیگر زیر و زبر افتاده است

یک نیمه بچین اندر بر فرق و جبین اندر
یک نیمه از آنسوتر بر پشت سرافتاده است

چین و شکن و حلقه، پیچ و گره و عقده
خم در خم و چین در چین، گرد کمر افتاده است

دو حیله ور جادو دو عشوه گر هندو
بر چهره تو بت رو، ببریده سر افتاده است

آن زاهد طاماتی و آن شیخ کراماتی
نزد تو خراباتی از پرده در افتاده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}