شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

زان طره در هم دل آویز
زان پسته بر هم شکر ریز

آن لعل لبان شورش انداز
وان نگرس مست فتنه انگیز

جمعی همه بیقرار و من هم
خلقی همه دل فکار و من نیز

تا پرده ز کار نیفتد
بر چهره تو پرده ای میاویز

خواهی که هزار فتنه خیزد
یک لحظه تو خود بپای برخیز

چشم تو و آن نگاه سر مست
ترکیست کمان کشیده خون ریز

با عشق تو نیست جای تقوی
با روی تو نیست رای پرهیز

گردن ز کمند بر نتابد
با هر که کنی ستیز و آویز

خواهی که ز دست او بری جان
تا شب بود ای حبیب بگریز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}