شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

یک امشبی که تو آسوده در کنار منی
چه می‌شود که رخ از من به دیگری نکنی؟

فدای جان تو بادا روان جان و تنم
که راحت دل و آرام جان، روان تنی

چه می‌شود که شبی با دو صد تکبر و ناز
به همدمیِ من دلفکار، صبح کنی

من ایستاده بپا، بنده‌وار، سر در پیش
تو شاهوار، به تختِ جلال تکیه زنی

شکرفروش دکان، گو ببند و طوطی لب
به حضرت تو که شیرین لب و شکر دهنی

ز عشق روی تو گل پیرهن درید و هنوز
تو همچو غنچه نهان در درون پیرهنی

دلاوران سپه قلب دشمنان شکنند
تو را چه شد که دل دوستان همی شکنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}