شمارهٔ ۵۵۳

غزلیات

آه که مشهور گشت، راز نهانم ز آه
این همه عیب من است، دیده ندارد گناه

دیده ز تو دیده‌ام، هر چه به رویم رسید
هرکه ستمگر بود، زود شود رو سیاه

میرم و از تربتم، لالهٔ نعمان دمد
خاک که خون می‌خورد، سرخ برآرد گیاه

نی ز صبا دم به دم، می‌شنود مژده‌ای
گر نبود منتظر، دیده ندارد به راه

راز تو در دل نهان، می‌کنم اما چه سود
رنگ تو دارد سرشک، بوی تو آید ز آه

چشم تو در یک نظر، برد دل ما ولیک
دل که ز ما می‌برد، هیچ ندارد نگاه

سعی تو ناصر نکرد، چارهٔ آشوب عشق
آب ز سر در گذشت، سود ندارد شناه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}