شمارهٔ ۴۳ - امینی فرماید

غزلیات

گره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
هزار نافه صبا در میان کشید و گشاد
در جواب او

زبغچه بند دلم چون روان کشید و کشاد
زرختها بخود اول کتان کشید و کشاد

زکیسهای گریبان و یقهای بناف
هزار نافه صبا درمیان کشید و کشاد

بطیره ماندم از آن تنگه کو بطراری
گره زتنگه بازار کان کشید و کشاد

کشید رشته زبگشودنی مگر معجر
که سوزنی زوی آن دلستان کشید و کشاد

هر آن سخن که نمود آن عمامه سر بسته
کله زترک بمعنی زبان کشید و کشاد

هزار آستیش باد جبه ای قاری
که جیب و دامن رخت کتان کشید و گشاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}