شمارهٔ ۸۰

غزلیات

کی قلب دل ز سیم‌تنان می‌توان گرفت
یا آنکه سکه‌ی خطشان نقد جان گرفت

در طالعم حجاب مهیاست از فلک
خورشید پیش روی تو در آسمان گرفت

کفرست در طریقت من چو گرفتگی
خون خورده‌ام که خاطرم از دوستان گرفت

ن داده‌ام به تیغ جفایش چو جان و دل
خود را چگونه از ستمش می‌توان گرفت

گفتم به حرف بوسه ستانم ز لعل یار
در عرض مدعا به لب او زبان گرفت

دامی برای صید قفس ناله می‌کشد
ما را چو بیضه غنچه‌ی دل آشیان گرفت

باج تو ای نگار بهار و خزان دهند
رنگ حنای دست تو حسن خزان گرفت

دست تو را کسی نگرفته است جز نگار
داغم که دل ز دست تو جان داد و جان گرفت

نورس به اتفاق هم آهنگ حافظ است
آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}