شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

گُلت نه از عرق شرم شبنم افشان است
محیط حُسن تو را باز جوش طوفان است

گهر به خواب ندیده است این لطافت را
نظاره چون رگ لعل از لبش نمایان است

چنان به یاد سر زلف او پریشانم
که سایه‌ام به نظر موج سنبلستان است

جدا ز نرگس مخمور و لعل می گونش
به دلخراشی من موج باده سوهان است

ز گردش انجم و افلاک باز می‌مانند
چنین که بر مه حسنت زمانه حیران است

چرا ز شوخی نظّاره می‌شوی وحشی
تو را چو مردمکم تکمه‌ی گریبان است

به یاد لعل تو چندان طپیده‌ام در خون
که زلف آه مرا حُسن شاخ مرجان است

دل از تخیّل زلف تو نافه‌ی چین است
به یاد لعل تو اشکم چکیده‌ی جان است

کشد ز موج الف بر تن از تمنایش
غبار راه تو منظور آب حیوان است

ز جوش گوهر سیراب بی‌سخن نورس
زبان کلک تو هم چشم ابر نیسان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}