شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد
سرم از جوش سودا چون سر گرداب می گردد

خیال عارضش تا شمع فانوس دلم باشد
ز دود آه در ویرانه ام مهتاب می گردد

هجوم غم سرشکم را زطوفان باز می دارد
غبار خاطرم سدّره سیلاب می گردد

چنان آغشته ی خون حرفم آید بر لب از تیغش
که چون زخم از حدیث من روان خوناب می گردد

حدیثی از لب لعل تو با مرغ چمن گفتم
ز شبنم در دهان غنچه ی گل آب می گردد

چنان سرگشته دارد گردش چشمی مرا نورس
که از نامم نگین چون حلقه ی گرداب می گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}