شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس
تا شود ذوق گرفتاری دو بالا در قفس

بر گرفتاری فزود اسباب آزادی مرا
دارد از بال و پر این طایر قفس ها در قفس

بس که جوش گریه ام تسخیر طوفان کرده است
دارد از مژگان سرشکم شور دریا در قفس

طایرم را تنگ اگر چون دیده ی مور است دل
دارد از میدان چاک سینه صحرا در قفس

مردمی دارم نظر از خست انبای دهر
چشم دارد طایر من صید عنقا در قفس

از غم و خون جگر دادند آب ودانه ام
شیرمرغ و جان آدم شد مهیا در قفس

از رهایی باج می گیرد گرفتار غمش
نیست از صیادم آزادی تمنا در قفس

طایرم را نیست جز پهلوی خود راه معاش
بال و پر شد برگ عیش از ریختن ها در قفس

عافیت را در دل غم گرچه نورس راه نیست
همچو آزادی مرا خالی بود جا در قفس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}