شمارهٔ ۲۲۵

بخش اول

روی بهر چه هر دم سوی گلشن
بیا گلهای اشگم بین بدامن

دلم کائینه نور تجلی است
مدام از عکس رویت هست روشن

ز سروت کی کند دل قمری جان
که طوق بندگی دارد بگردن

چه حد خورشید تابان را که آید
بطرف کعبه کویت ز روزن

تو آنشاهی که جبریل امین را
در خلوت سرایت گشته مأمن

نبودش آن تزین عرش اعظم
ز نعلینت نمیشد گر مزین

بجز نور رخت در کعبه و دیر
نجوید دیده شیخ و برهمن

تو جان عالمی عالم تن تو
کجا بیجان حیاتی هست بر تن

فلک گر باردم از کین بسر تیغ
بود مهر توام در بر چو جوشن

ز گفتارت که برهانیست قاطع
حدیث کاف و نون گشته مبرهن

ز رخسارت که مرآت الهیست
شده نور علی ما را مبین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}