شمارهٔ ۷۷

بخش دوم

مرا اتفاق از هجوم مخالف
زمانی توقف نشد در مواقف

اگر چه توقف نشد حاصل اما
ز سر مواقف شدم جمله واقف

کسی کو دلش شد چو آئینه صافی
بکشف ضمائر همه هست کاشف

سردلاف عرفان بگیتی کسی را
که عارف شد از جمع و فرق معارف

بود قطع الفت ز اغیار آسان
ولی هست مشکل زیار مؤالف

خداراست منت که از خوان نعمت
مرا کرده انعام دخل و مصارف

بتوصیف ذات و صفاتش چه یارا
زبان و قلمرا که بودند عارف

جوانی چو رفت و به پیری نمودی
الهی در اینموقع نیک واقف

بحق رسولت بآل و صحابه
کز این ره مسازم اسیر مخالف

منم نور و امروز اندر ذهابم
ندیم و مصاحب نجیبست و عارف

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}