شمارهٔ ۲۶ نیر تبریزی | کتاب غزلیات

چند برد زاهد انتظار قیامت
گو ز قیامت گذشت جلوه قامت

دل زقیامت براستی نتوان کند
گو بسر ما رود هزار قیامت

بست نگاه تو چشم عارف و عامی
سحر بتابید بر فنون کرامت

دل چه سلامت بدور چشم تو بیند
ایخم ابرو سر تو باد سلامت

خون بود آیت ز زخم ماهی دریا
سرخی چشمت بخون ماست علامت

آهوی وحشی است دل ز دیده میفکن
صید چو رفت از نظر چه سود ندامت

سرو قدی راست کرد تا بخرامد
پیش تو در گل فکند رحل اقامت

تیر نگاهی اگر ز چشم تو گم شد
خون نشد ایشوخ جان ببر بغرامت

عشق و ملامت کشی دو یار قدیمند
لطف مبر از من ایخدنگ ملامت

پای نگارین مکش ز دیده نیر
کز همه بیمهریست و از تو کرامت