شمارهٔ ۸۱ نیر تبریزی | کتاب غزلیات

عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود
سر داده خرمنی است که بر باد می‌رود

دور از کنار یار ز دریای چشم من
رودی‌ست دجلهٔ که به بغداد می‌رود

شیرین به کام‌جویی و پرویز در نشاط
غافل ز خون که از دل فرهاد می‌رود

جز من بهر که می‌نگری در حضور تو
افسرده‌خاطر آمد و دلشاد می‌رود

مستانه می‌خرامد و دل از پیش دوان
آهو نگر که از پی صیاد می‌رود

خلقی به دام بسته و خود همچو سروناز
بنگر چگونه سر خوش و آزاد می‌رود